نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: با این تایپیک همکاری می کنید؟

رأی دهندگان
48. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • آره(بله)

    41 85.42%
  • نه(خیر)

    7 14.58%
صفحه 6 از 28 نخستنخست ... 4567816 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 279


موضوع: ماوراء الطبیعه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    Question ماوراء الطبیعه

    :ops:

  2. کاربر روبرو از پست مفید harch تشکر کرده است .


  3. --
  4. #51

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    بيلي ماير



    بيلي ماير پيرمرد مسن و كشاورز سويسي در ميان يولولوژيست ها از شهرت زيادي برخوردار است.
    ادعاي وي اين است كه از زمان كودكي تا بحال بيش از 250 بار با موجودات فرازميني از ستارگان پلياد (خوشه پروين) ديدار و گفتگو كرده است كه اوج اين تماس ها در دهه 70 ميلادي بوده است. در ميان تمام كساني كه ادعاي ارتباط با موجودات فرازميني را مي كنند بيلي ماير از جايگاه ويژه اي برخوردار است. زيرا وي براي صحت ادعاي خويش عكسها و فيلمهاي بسيار شفافي از بشقاب پرنده ها گرفته است كه به گفته خودش اين اجازه را موجودات فرازميني به او داده اند. عكسها و فيلم ها و نوارهايي كه حاوي صداهاي بشقاب پرنده هاست همه توسط دانشمندان زيادي مورد آزمايش قرار گرفته كه اثري از حيله و نيرنگ در آنها ديده نشده است. همچنين او فلزاتي را از طرف فرازميني ها به دانشمندان اهدا كرده است كه در كره زمين يافت نمي شوند
    خبر باور نكردني
    سازمان National Geographic در تاريخ ژانويه 2002 در مجله خود صحت يكي از ادعاهاي بيلي ماير را كه حدود 30 سال پيش (دهه 70) مطرح شده بود تاييد كرد! بيلي ماير بيش از سي سال پيش ادعا كرده بود كه موجودات فرازميني به او گفته اند كه قله اورست مرتفع ترين كوه در كره زمين نيست! وي در يكي از نوشته هاي قديمي خود آورده كه موجودات فرازميني به او گفته اند كه قله چيمبورازو (Chimborazo) در اكوادور 2150 متر از قله اورست بلندتر است. براي اينكه كره زميني كاملا گرد نيست و براي همين (ارتفاع از سطح دريا) مقياس درستي براي اندازه گيري ارتفاع كوه ها نيست! National Geographic در ادامه توضيح مي دهد كه اخيراً دانشمندان متوجه شده اند چرخش زمين به دور خود باعث شده كه سطح زمين كاملا يكدست و اصطلاحا كروي نباشد. بنابراين اگر ارتفاع كوه ها را نسبت به مركز زمين بسنجيم كوه چيمبورازو 2200 متر بلندتر از اورست است! اما اگر مبناي اندازه گيري را سطح دريا اختيار كنيم در آن صورت قله اورست 2540 متر از چيمبورازو بلندتر است. پس در حقيقت نه اورست بلكه چيمبورازو (بلندترين نقطه) روي زمين است. اين نكته را بايد يادآور شد كه چگونه يك كشاورز ساده سويسي كه تحصيلات عالي نيز ندارد سالها پيش چنين ادعايي را مطرح ساخت كه اكنون دانشمندان به صحت آن پي برده اند؟!


    منبع:http://ufolove.wordpress.com



  5. --
  6. #52

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    اينم براي نزديكي به كريسمس
    پيشاپيش اين عيد بزرگ رو به همه ي مسيحي هاي tvshow و جهان تبريك ميگم...
    ================================================== ==
    ================================================== ==
    پيدايش كريسمس

    کریسمس از دو لغت تشکیل شده – کریس به معنی عیسی - و مس به معنی جشن { جشن تولد عیسی}




    اما جشن گرفتن کریسمس هزاران سال پیش از تولد عیسی هم در جریان بوده است.ممکن است این را همه شما شنیده باشید که کریسمس در اصل متعلق به ایرانیان و مهر پرستان بوده و بعد وارد اروپا شده و ….این مقاله در مورد آن قصه تکراری نیست که شما ممکن است شنیده باشید.
    =======================
    کریسمس از روم وارد کلیسای کاتولیک شد. رومیان آن را از مصریان گرفته بودند. اولین مدرک ثبت شده حاکی از این جشن در مصر بوده است.{Catholic Encyclopedia,1911}
    اوریگون نویسنده ای در اوایل مسیحیت می نویسد که “کتاب مقدس تاریخ تولد هیچ کسی را ثبت نکرده و گفته هم نشده که جشن یا مراسمی برای تولد عیسی برگزار شده بوده است”.
    پس چطور این تاریخ جعلی وارد کلیسای کاتولیک شد ؟
    تاریخ ۲۵ دسامبر از تعطیلی پاگانی به نام “برومالیا” می آید و بعد از آن جشن دیگری به نام ساتورنالیا بوده و بعد هم جشن پرستش خورشید و الی آخر …
    قبل از قدرت گرفتن مسیحیت در اروپا مردم عمیقا تحت تاثیر فرهنگ و تعطیلات پاگان ( کافرانه ) بودند به طوری که مسیحیت قادر نبود این سنتها را پاک کند. حتی خود مسیحیان غربی هم از جشن گرفتن برای خدایان لذت می بردند و بنابراین تصمیم گرفتند که به این مراسم ادامه دهند اما تحت عنوان نامی جدید و با اندکی تغییرات.
    ازسوی دیگر مسیحیان شرقی مخالف جشن گرفتن برای تولد عیسی بودند و هم کیشان غربی خود را به بت پرستی و کفر محکوم می کردند. اما مخالفت کلیساهای شرق مانع از کلیسای غرب نشد و آنها تعطیلات و جشنهای کفار را وارد تقویم کلیسا کردند. از آن جمله بود تعطیلی روز یکشنبه. چرا که یکشنبه برای غیر مسیحیان روز خدای خورشید (میترا) بود (روز Sun - Day خورشید) و در آن روز به معابد می رفتند و مسیحیان روم هم روز یکشنبه را برای رفتن به کلیسا برگزیدند. البته نمی توان خیلی آنها را مقصر دانست- اول به این خاطر که تعداد آنها در میان کافران بسیار اندک بود و قدرتی نداشتند و از سوی دیگر به منظور افزایش پیروان مسیحیت آیینهای خود را مطابق با کفار تنظیم کردند تا آنها را به کلیساها بکشانند.
    این نقشه در ابتدا موقتی بود و مسیحیان به کفار رومی می گفتند که روز یکشنبه به جای رفتن به معبد میترا به کلیسا بیایید و به این ترتیب کم کم تعداد مسیحیانی که بدون خبر مسیحی شده بودند افزایش یافت . کلیسا قدرت گرفت اما تواریخ جعلی هرگز از تقویم پاک نشدند.
    در قرن چهارم کلیسای غرب دستور داد تا روز ۲۵ دسامبر را که در روم روز تولد “سول Sol ” یا همان “میترا ” بود به عنوان تولد عیسی جشن بگیرند چرا که تاریخ اصلی تولد او مشخص نبود. { Encyclopedia Americana}
    “سول” در زبان لاتین یعنی خورشید و معادل دیگری برای خدای خورشید “میترا” است و این مسئله جنجال زیادی را بین کلیساها برانگیخت. در قرن سوم مدارکی هست که نشان می دهد کلیساهای سوریه روز ۶ ژانویه را برای تولد عیسی جشن می گرفتند اما این تاریخ به روز ۲۵ دسامبر که تولد میترا بود انتقال یافت. ارامنه و مسیحیان سوریه کلیسای کاتولیک را محکوم کردند چرا که به عقیده آنان کاتولیکها بت پرست شده بودند و میترا را می پرستیدند. { Encyclopedia Britannica }
    به این ترتیب میترا وارد کلیساها شد :
    ۱- سیستم سیاره ای هفته ( هر روز هفته به نام یکی از خدایان نامگذاری شده بود و به پرستش آن خدا می پرداختند. همچنین نام این خدایان به سیارات داده شد و به آن سیستم سیاره ای گفتند)
    ۲-میترا خدای خورشید و روز یکشنبه مخصوص او بود
    ۳- پادشاهی کنستانتین و ریشه گرفتن کلیسا در حکومت
    ۴-فشار کلیسا از طریق قدرت سیاسی بر تمام مسیحیان برای پذیرفتن میترا
    میترائیسم
    میترا یکی از خدایان ایران باستان بود که صد سال بعد از تولد مسیح او را وارد سرزمینهای غربی کردند و کم کم مهمترین خدایان گشت. میترا در نزد اروپاییان فقط به عنوان خدای خورشید شناخته شده بود اما در بین آریاییان جنگنده ای بود که از صخره ای متولد شده بود. در معابد ایتالیا و یونان غالبا میترا را در حال کشتی گرفتن با گاو نشان داده اند. تا جایی که از اسطوره شناسی مشخص می شود آریاییان میترا را به عنوان خدای خورشید یا پسر خورشید نمی پرستیدند بلکه به صورت یک خدای قادر و مستقل و ایزد جنگ پرستیده می شد. اصطلاح آنکه میترا همان خورشید است بعدا از اروپا دوباره به شرق آمد و اگر چه نام میثرا از ریشه به معنی روشنایی است اما هیچ جا نام او همراه خورشید یا به معنی خورشید ذکر نشده است.
    بت میترا در اروپا
    اگرچه بارها گفته شده است اما باید باز هم تاکید کرد که میترا انسان نبوده است. بلکه از جنیان بوده است. تمام خدایان از قوم جن بوده و هستند ایضا. هر محققی این مطلب را می داند ولی به دو دلیل آن را نمی گوید - اول تعصب و علاقه به ادیان پاگانی که در قلب بیشتر ایرانیان هست متاسفانه – دوم- ترس از محکوم شدن به ایران ستیزی توسط مردمی که هیچ سوادی در مورد ایران ندارند !
    میترا تنها خدای ایرانیان نبوده است. بلکه به همراه خدایانی از جمله “وارونا” “اندرا” ” اهورا ” و ” آناهیتا ” و ….پرستش می شده است. تمام این خدایان یا ایزدان توسط تمام اقوام آریایی – هندو آریایی و هندو ایرانی – هندو اوروپایی و هند و یونانی یکسان پرستش می شده اند و می شوند.
    این بت در اصل متعلق به اهریمن برادر اهورا است اما آن را به نام میترا می شناسند.
    میترا یا( “میثر “ در زبان اوستایی ) یا (” کریس ” در زبان لاتین) یا ( “سول” در زبان رومی ) …خدای خورشید و مظهر نور بوده است. از قدیمی ترین خدایان آریایی است و امروز همچنان در هند مورد پرستش است.
    میترا در میان تمام مردم بین النهرین نیز پرستش می شده است و آیینها و مراسمی که در معابد میترا انجام می شده است امروز در کلیساهای کاتولیک انجام می شود از آن جمله : ” غسل تعمید ” – ” خوردن نان و شراب ” – زنگ کلیسا - “سرودهای دسته جمعی یا کر ” – لباس کشیشان و کلاههای مخصوص کاردینال و پاپ ” – علامت صلیب ” – و “ قرار دادن بت میترا به نام عیسی در کلیساها – “تقدس روز یکشنبه ” – و جشن گرفتن روز ۲۵ دسامبر و …..
    مصر یکی از خاستگاههای میترایسم بوده و استفاده از صلیب توسط مصریان رایج شده است. صلیب مصری یا آنخ را در دست الهه ایزیس مشاهده می کنید.
    تکامل شکل صلیب از آنخ مصری به صلیب کاتولیک
    در غاری حوالی زابل در شرق ایران قبرهای باستانی وجود دارند که همگی علامت صلیبهای بزرگی را بر خود دارند ! در مصر علامت صلیب توسط فراعنه حمل می شد (به نام آنخ) و در بین النهرین تمام کشیشان آشوری و موبدان زرتشتی و میترایی همگی این علامت را با خود داشتند.
    کتیبه به دست آمده از سومر و آشور – برخی آن را کشیش آشوری و برخس موبد زرتشتی می دانند- کلاه او برای ما مهم است زیرا که طرح ماهی دارد و ماهی سمبل مهم خدای باستانی به نام سیبل است.
    کلاه پاپ و کاردینال مسیحیان دقیقا همان کلاه مذهبی متعلق به ۶۰۰۰ سال قبل از میلاد است. نشان دهنده نفوذ این عقاید در کلیسای کاتولیک
    کلاه خدای باستان سیبل که سمبل ماهی است
    داگون-خدای سومری
    اسطوره شناسان می گویند که میترا یک خدای زرتشتی است که اگرچه ثابت می کند زرتشتیان یکتا پرست نیستند - اما باید دانست که میترا قبل از ظهور زرتشت پرستش می شده و بعد به لیست ایزدان زرتشتی اضافه شده است. نظریه دیگری هم هست که می گوید میترا در اصل همان اهریمن و برادر وارون (اهورا) است.این مطلب بیشتر با مقایسه بتهای یافت شده از آنها در سومر مشخص می شود.
    در اسطوره های آریایی میترا خدایی به شکل و شمایل گاو هم تصویر شده است. و در اصل میترا یکی از از خدایان جنگ مانند بهرام و اندرا بوده است. با نگاهی به توصیفات و توضیحات اوستا و مهر یشت از خدای میترا و همچنین شرح لباس و سلاحهای این خدای جنگجو در نبرد با دیوان می توانیم این مطلب را اثبات کنیم. میترا از دوستان و همراهان بهرام بوده است. اگرچه بعد ها بهرام را به نام ایزد و خدای جنگ معرفی کردند و مهر را خدای خورشید نامیدند اما این مسئله بعد از پایان دوره خدایان آریایی بود. زمانیکه پرستش میترا به اروپا راه یافت میترا را به عنوان خدای خورشید و گاهی پسر خورشید معرفی کردند و افسانه هایی از او مشابه به عیسی مسیح رواج یافت. گفته می شود که میترا از باکره ای متولد شد و ۱۲ حواریون داشت و با آنها شامی در شب آخر خورد و سپس به آسمان صعود کرد و …قصه درازی است اما اساسی در حقیقت ندارد چرا که در تمام تحقیقات به مدرک یا متنی بر نخوردم که منبعی یا کتابی یا کشفیاتی در این زمینه معرفی کرده باشد. این داستان جعلی واضحا بعد از تولد عیسی واقعی به میترا هم نسبت داده شده است.
    به وجود آنکه میترا و وارون از خدایان اولیه و بسیار مهم آریاییان بودند و نام آنها در تمام متون باستانی به چشم می خورد- در کمال تعجب هیچ مجسمه یا بتی از آنها در هندوستان نیز یافت نشده است که این مطلب در مورد اصلیت این خدایان ایجاد شک و شبهه می کند که در قسمتهای بعدی به آن خواهیم پرداخت.
    در روز تولد میترا فاحشه های معابد جشن می گرفتند و مراسم اجرا می کردند ( عید ساتورنالیا ) و شاخه های سبز درختان را به صورت دایره کنار هم می گذاشتند تا سمبل خورشید باشد چرا که شاخه ها بدون خورشید نمی توانستند سبز بمانند. درختان سبز کاج و هر دخت سبز دیگری را قطع می کردند و آن را پر از هدایا برای میترا می نمودند که تزیین درخت ابتدا از مصر آغاز شد. { Fredrick J. Haskins, Answers to Question }
    بابا نوئل Santa Claus
    سانتا کلوس یعنی “سنت نیکلاس ” بر طبق ادعای کلیسا قدیس مهربانی و پیری است. اما در حقیقت یکی از خدایان باستان مصر است به نام بث Bes که جنی کوتاه قد و چاق بوده و به بچه ها هدیه می داده است. این جن در تمام طول سال در نقطه شمالی زمین زندگی می کرد و تفریح و مهارتش در ساخت اسباب بازی برای بچه ها بود.
    بت بث در مصر
    همین جن در میان رومیان هم دیده و شناخته شده بود و نامش ” ساتورن ” بود به همین مشخصات و رومیان می گفتند که هر سال در ماه دسامبر او ظاهر می شود. { Babliotheca Sacra}

    میبینید که چطور پرستش جنی به نام میترا در طول تاریخ دوام می آورد و چگونه عیسی دروغین جای عیسی واقعی را می گیرد ؟ اکثریت ما باورهای کهنه و قدیمی پدران خود را دنبال می کنیم بدون آنکه توجهی به تعالیم و دستورات الهی داشته باشیم. متاسفانه هر ایرانی امروز به خودش می بالد و با تعصب از ایرانیان باستان طرفداری می کند و در قلب خودش هم خدایان زرتشتی را هنوز دوست می دارد و علاقه ای را که به جنیانی که شاید تا به حال مرده باشند دارد حتی به آفریدگار یکتای خودش هم ندارد. افسوس که انسانها همیشه اشتباهات گذشته را تکرار می کنند.
    حال باز می گردیم که اسناد موجود در اوستا و مهر یشت که از مهمترین اسناد ثبوت میترائیسم در میان آریاییان ایران و هندوستان و تمام پنچ قبیله آریایی است.
    در سال ۱۹۰۸- وینکلر- خاور شناس آلمانی- در بغازکویی یا بغاز کله واقع شده در آسیای صغیر- نزدیک آنکارا- به سنگ نبشته هایی به خط میخی متعلق به ۱۴۰۰ سال قبل از میلاد دست یافت که در یکی از این سنگ نبشته ها نام چهار خدای آریایی ” میترا” و ” ورونا” و “اندرا” و “ناستیه” نقر شده بود. این متن عهدنامه ای است بین پادشاه هیتی ها و پادشاه میتان که از نژاد و فرهنگ آریایی بودند. { پیشگفتار ریگ ودا ص ۳}
    این سند ثابت می کند خدایانی که در ۱۴۰۰ قبل از میلاد در میتانی پرستیده می شدند در هند و ایران نیز پرستیده می شدند.
    همانطور که گفتیم میترا از قوم جنیان بوده است و مشخصات ظاهری او که در اوستا آمده کاملا نشان می دهد که موجودی هراسناک با هزاران چشم و گوش است. اما حالا می خواهیم ببینیم میترا جزو کدام دسته از خدایان بود است.( در این متن هر جا نام خدایان و دیوان آمده است مترادف با جنیان می باشد).
    تاریخ اساطیر-جلالی نائینی ص ۱۵- در دوره آریایی و ودایی نیروهای ماورایی به دو دسته تقسیم می شوند: دسته خدایان (Devas) یا دیوان - در زبان اقوام آریایی دیو به معنی خدا بوده و به عنوان خدا پرستش می شده-
    دسته دوم دسته اهوراها یا دیوان خبیث.
    بنابراین با مطالعه سطور ریگ ودا و اوستا می توانیم به این نتیجه برسیم که جنیان یا دیوان در دوره آریایی به دو دسته بودند. یکی جنیانی که به آدمیان کمک می کردند و در ازای دریافت پیشکش و هدیه دشمنانشان را می کشتند. و دیگری جنیان شیطانی و بد صفتی که آدمیان و جنیان دیگر را آزار می دادند.
    اهورا و مزدا بر خلاف تصور عامه ایرانیان دو خدای مجزا از هم هستند. اهورا یک خدای جدا است که از دسته اسوراها (اهوراها) است و اینان جنیان بد بودند. بتهای اهورا هنوز هم در نواحی غرب ایران و ترکیه پابرجاست و مردم محلی هنوز هم او را به نام اهورا می شناسند.اهوراها و بتهای ایشان امروز در معابد چین و ژاپن و کامبوج نیز وجود دارد و هیچ کس نمی تواند منکر این حقیقت شود که اهورا جزو دسته جنیانی از گروه اهوراها (اسوراها – اشوراها) است و نامش در کتب ژاپن و متون جن شناسی کامبوج نیز به ثبت رسیده و چیزی نیست که فقط متعلق به آریاییان ایران زمین بوده باشد.
    و اما مزدا خدای دیگری است از سرزمین مزندران یا مازندران و نام او در سلسله نام خدایان باستان ذکر شده است.{History of Freemasonry} }Guardians of the Holy Grail }
    مشخص نیست که از چه زمانی زرتشتیان تصمیم گرفتند این دو خدا را با هم مخلوط کنند و وانمود کنند که خدای یکتا است اما آنچه می توان مطمئن بود این است که این ادغام خدایان و تغییر نامها پس از ورود اسلام به ایران صورت گرفته است. اگرچه اکثر محققان مزدیسنی برای سرپوش گذاشتن روی این حیله ادعا می کنند که زرتشت خدایی به نام اهوره مزدا را معرفی کرده است اما این حرف نادرست به راحتی قابل افشا است.
    اما از مدارک موجود در ریگ ودا اینطور بر می آید که میترایسم بسیار مقدم تر از پرستش اهورا بوده است و زمانیکه آریاییان اهورا را جزو دسته جنیان بد می شمردند برای میترا قربانی می کردند و مهر پرستی دین اصلی و باستانی ایرانیان بوده است. بعدها هم تعلیمات زردتشت تحت تاثیر باورهای میترایی تغییر پیدا کرد و هم اکنون نیز مهر یشت یکی از بزرگترین بخشهای اوستا را تشکیل می دهد که در زیر به طور خلاصه بخشهای منتخبی را قرار داده ایم:
    اوستا
    مهریشت ص ۳۵۳- کرده یکم
    { ۱-اهوره مزدا به سپیتمان زرتشت گفت: ای سپیتمان ! بدان هنگام که من مهر فراخ چراگاه را هستی بخشیدم – او را در شایستگی ستاش و برازندگی نیایش برابر با خود که اهوره مزدایم -بیافریدم.
    ۴-…مهر راخ چراگاه را می ستاییم که سرزمینهای ایرانی را خانمان خوش وسرشار از سازش و آرامش بخشد…
    کرده دوم ۷- مهر فراخ چراگاه را می ستاییم که از منثره آگاه است. زبان آور هزار گوش ده هزار چشم برزمند بلند بالایی که بر فراز برجی پهن ایستاده است. نگهبان زورمندی که هرگز خواب به چشم او راه نیابد.
    کرده چهار ۱۳- نخستین ایزد مینوی ( خدای آسمانی) که پیش از دمیدن خورشید جاودانه تیز اسب – بر فراز کوه البرز برآید….
    از آنجاست که آن مهر بسیار توانا بر همه خانمانهای ایرانی بنگرد.
    کرده هفتم ۲۶- آنکه دیوان را سر بکوبد.
    آنکه بر گنه کاران خشم گیرد.
    آنکه به مهر دروجان کین ورزد.
    آنکه پریان را به تنگنا در افکند.
    آنکه- اگر مردمان مهر دروج نباشند- کشور را نیرویی سرشار بخشد.
    آنکه- اگر مردمان مهر دروج نباشند- کشور را پیروزی سرشار بخشد.

    کرده هشتم ۳۱- ای مهر تواناتر !
    تو را با نمازیکه در آن نام تو بر زبان آید – با نیایشی در خور زمان و با زور می ستایم.

    کرده نهم ۳۶- آنکه جنگ را بر انگیزد.
    آنکه جنگ را استواری بخشد.
    آنکه در جنگ پایدار ماند و رده های دشمن را از هم بدرد.
    آنکه رزم آوران ا د هر دو بال آوردگاه -پراگنده و پریشان کند- و از بیم او در دل سپاه دشمن خونخوار لرزه در افتد.

    کرده نهم ۳۷- اوست که می تواند دشمن را پریشان و هراسان کند.
    اوست که سرهای مهر دروجان را از تنهایشان فرو افکند.
    سرهای مهر دروجان از تنهایشان جدا شود.

    کرده نهم ۴۳- پس آنگاه- مهر فراخ چراگاه – آنان را به خاک افکند. پنجاهها – صدها- صدها هزارها – هزارها ده هزارها – ده هزار ها صد هزار ها - از آن روی که مهر فراخ چراگاه خشمگین است.

    کرده شانزدهم ۶۵- آنکه گله و رمه بخشد.
    آنکه شهریاری بخشد.
    آنکه پسران بخشد.
    آنکه زندگی بخشد.
    آنکه بهروزی بخشد.

    کرده بیستم ۸۰- تویی نگهبان خانمان.
    تویی نگهدار کسی که دروغ نگوید.

    کرده بیست و چهارم ۹۶- گرزی صد گره و صد تیغه بر دست گیرد و به سوی مردان همستار نشانه رود و آنان را از پای درافکند.
    گرزی از فلز زرد ریخته و از زر سخت ساخته- که استوار ترین و پیروزی بخشترین رزم افزار است.

    کرده بیست و هفتم ۱۰۷- در همه جهان کسی نیست که همچند مهر مینوی از خرد سرشتی بهره مند باشد.
    در همه جهان کسی نیست که همچند مهر مینوی تیز گوش با هزار گونه کاردانی آراسته – از نیروی شنوایی برخوردار باشد.
    مهر هر که را دروغ بگوید می بیند.

    کرده سی ام ۱۱۹- ای سپیتمان!
    مهر را بستای و پیروان خویس- مزداپرستان- را بیاموز که ستوران خرد و بزرگ و پرندگانی را که با شه پر به پرواز در آیند- نزد مهر پیشکش برند.

    کرده سی و یکم ۱۲۸- در گردونه مهر فراخ چراگاه – هزار کمان خوش ساخت هست که بسی از آنها به زه گوسن آراسته است. تیر از این کمانها به شتاب نیروی خیال پرتاب شود و به شتاب نیروی خیال به سوی یر دیوان پرواز گیرد.
    ۱۲۹- در گردون مهر فراخ چراگاه- هزار تیر به پر کرکس نشانده زرین ناوک با سوفارهایی از استخوان خوش ساخت هست که بسی از چوبه های آنها آهنین است. این تیرها به شتاب نیروی خیال پرتاب شود و به شتاب نیروی خیال به سوی سر دیوان پرواز گیرد.
    ۱۳۰- در گردونه مهر فراخ چراگاه- هزار نیزه تیز تیغه خوش ساخت هست که به شتاب نیروی خیال پرتاب شود و به شتاب نیروی خیال به سوی سر دیوان پرواز گیرد.
    در گردونه مهر فراخ چراگاه – هزار چکش دو تیغه پولادین خوش ساخت هست که به شتاب نیروی خیال پرتا شود و به شتاب نیروی خیال به سوی سر دیوان پرواز گیرد.
    ۱۳۱- در گردونه مهر فراخ چراگاه- هزار دشنه دوسر خوش ساخت هست که به شتاب نیروی خیال پرتاب شود و به شتاب نیروی خیال به سوی سر دیوان پرواز گیرد.
    در گردونه مهر فراخ چراگاه – هزار گرز پرتابی آهنین خوش ساخت هست که به شتاب نیروی خیال پرتاب شود و به شتاب نیروی خیال به سوی سر دیوان پرواز کند.

    ۱۳۴-…به راستی همه دیوان پنهان و دروندان و رنه به هراس افتند.

    کرده سی و سوم ۱۴۱- آنکه زورمندترین زورمندان است.
    آنکه دلیرترین دلیران است.
    آنکه داناترین بخشندگان است.
    =================================
    ریگ ودا
    ص ۲۷ در ستایش میترا – ماندالای سوم – سرود ۶۰
    {۱- میترا چون به سخن در آید مردم رابه کار بر می انگیزد. میترا زمین و آسمان هر دو را نگاه می دارد.
    میترا مردم را با چشمانی که بسته نمی شود می نگرد.
    با روغن مقدس برای میترا نذر بیاورید.
    ۲- آنکه برای تو (میترا) غذا آورد برتر از همه باشد..ای میترا ! آنکه می کوشد تا قانون مقدس را نگاه دارد آدیتیا است.
    آنکه تو اورا یاری کنی هرگز کشته نشود و مغلوب نگردد. هیچ رنجی از دور و نزدیک به او نرسد.
    ۳-باشد که ما مسرور از غذای مقدس و فارغ از بیماری وبا زانوهای خم شده بر سطح زمین گسترده- و با پیروی دقیق از قوانین آدیتیا در رحمت لطف آمیز میترا باقی بمانید.
    ۴-این میترای قابل ستایش و متبرک با پادشاهی زاده شد – پادشاه و بخشنده.
    باشد که ما از لطف مقدس او بهره مند شویم..آری در مهربانی محبت آمیز و فراوان او باقی بمانیم.
    ۵-آن آدیتیای بزرگ که باید او را با پرستش خدمت کنیم و مردم را بر می انگیزد – سراینده را قرین لطف خویش قرار می دهد.
    به میترا که درخور والاترین ستایش است نذری را که او دوست دارد در آتش تقدیم نمایید.
    ۶-لطف سودمند میترا خداوند- و نگهدارنده نوع بشر- شهرت اعلا و بالاترین جلال می بخشد.
    ۷-میترا که جلال او در اقصی نقاط منتشر است- در نیرو از آسمان در می گذرد و در شهرت خویش از زمین فزونی می باید.
    ۸- نام پنج نژادـ مردم آریایی) به میترا توسل می جویند که در یاری – نیرومند می باشد. چون او نگاه دارنده همه خدایان است.
    ۹-میترا به خدایان و به مردم زنده و به آنکه علف مقدس را می گسترد- در اجرای قانون مقدس روزی می دهد.
    ص ۲۹۱ در ستایش میترا و وارونا- ماندالای ۷- سرود ۶۵
    {۱- چون آفتاب سر بزند من با سرود شما را می خوانم ! ای میترا و وارونا ! که فکر شما مقدس است.
    قدرت الهی و زبر دست جاویدان شما با مرحمت به هر که شما بخواهید می رسد.
    ۲-چون آنها خدایان مهربان اهورا ها هستند- هر دوی شما زمینهای ما را بسیار ثمر بخش نمایید.
    ای وارونا ! و ای میترا ! باشد که ما از شما این لطف را به دست آوریم که هر جا آسمان و زمین و روز است – ما را برکت دهید.
    ۳-بند نهنده ی گناه کاران چندین کمند دارند – مرگ پذیران گناه کار به سختی می توانند از آنها برهند.
    ای وارونا ! ای میترا ! باشد که طریق نظم شما ما را چون قایقی که از آب می گذرد- از زحمتها بگذراند.
    ۴-ای وارونا ! و ای میترا ! بیایید و از نذور ما بچشید و مرتع ما را روزی رزق شیرین و فراوانی بخشید.
    آب آسمانی نیکوی مصفای خویش را به فراوانی بر مردم فرو بارید.
    ۵-ای وارونا ! ای میترا !
    این سرود مانند شیره سومای درخشان برای “وایو” به شما تقدیم می گردد.
    سرود ستایش ما را مورد لطف قرار دهید- اندیشه و روان را بیدار سازید- و پیوسته ما را ای خدایان با برکات خود حفظ فرمایید.
    در ستایش میترا و وارونا – ص۳۸۳- ماندلای پنجم- سرود ۷۲
    {۱- این سرودها را به وارون و میترا تقدیم میداریم -همان گونه که آتری تقدیم کرد.
    در این سبزه دار مقدس بنشینید شیره سوما بنوشید.
    ۲- به دستور و قانون شما در صلح پایدار به سر می برید. مردم را بر می انگیزید.
    بر این سبزه زار مقدس بنشینید و از شیره سوما (هوم) بنوشید.
    ۳-باشد که ورون و میترا برای یاری ما این قربانی را بپذیرند.
    بر سبزه زار مقدس بنشینید و از شیره سوما بنوشید.
    در ستایش میترا و ورون ص ۴۲۹- ماندالای اول- سرود ۱۵۳
    {۱- ای میترا ! و ای ورون قادر مساعد !
    شما را با احترام و نذور خویش می پرستیم تا آنکه هر دوی شما را که پشتتان روغن آلود است- ما با روحانیون(موبد و برهمن) به وسیله سرود و روغن یاری نمایید.
    ۲- ستایش شما مانند نیرویی قوی است- بسان انگیزه ای- به شما خدایان دوگانه سرود نیکو شکلی تقدیم می شود. در آن گاه که روحانی شما نیرومندان را در مجالس تجهیز می کند و شاه( مرد توانگر) شما را برای برکت پرستش می نماید.
    ۳-ای میترا ! و ای وارون !
    آدیتی گاو شیرده برای این مراسم و برای جمعی که نذر می آورند – جاری می شود.
    وقتی که در مجلس آنکه عبادت می کند شما را بر می انگیزد- مانند روحانی با هدایای تقدیمی.
    ۴-باشد که گاوان و آبهای آسمانی شربت شیرین خود را در خانواده هایی که شما را خوشحال می سازند فرو ریزند.
    باشد که او آن خانه خدای باستانی (خدای آتش یا آگنی) این را به ما بخشد.
    از نوشیدن شیری که گاو می دهد- لذت برید
    =========================
    برخی محققان معتقدند که “وارون” در عصرهای بعدی تبدیل به اهوره مزدا شد اما بر اثبات این ادعا هیچ سندی معرفی نشده است.

    از معدود تصاویر باقی مانده از خدای آریایی “وارونا” یا ” وارون” که بعدها جای خود را به اهوره داد. از جنیان بسیار قوی جهنمی است که در بخش جنیان به آن خواهیم پرداخت.
    برای تایید موارد زیر می توانید به کتابهای زیر و یا وب سایتهای داده شده مراجعه کنید و اگر باز هم نمی پذیرید دیگر به من ای میل نزنید و درخواست مدارک بیشتر نکنید.

    ایران در زمان ساسانیان- آرتور کریستین سن – مقدمه
    ریگ ودا { بخش ستایش میترا ص ۱۳-۲۹۱-۳۸۲-۴۲۹} و مقدمه و تاریخ اساطیر
    نبرد خدایان امید عطایی
    اوستا – ص ۱۰۶۰ -۱۶۶-۳۵۴-۳۵۵- مهر یشت

    http://www.piney.com/His56.html
    http://www.newadvent.org/cathen/10402a.htm
    http://www.cais-soas.com/CAIS/Celebrations/yalda.htm
    http://www.tyndale.cam.ac.uk/Scriptu...are/mithra.htm
    http://www.well.com/user/davidu/mithras.html
    http://www.crystalinks.com/mithra.html
    Catholic Encyclopedia
    Encyclopedia Britanicca
    http://www.pantheon.org/articles/m/mithra.html
    http://sailerfraud.blogspot.com/2006...istianity.html
    منبع:www.limbolegacy.blogfa.com
    در این پست 3 کلمه به صورت خودکار جهت آسودگی کاربران به بخش مورد نظر لینک شده اند.



  7. --
  8. #53

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    خیلی دور ، خیلی نزدیک
    سن
    23
    نوشته ها
    3,008
    موضوع ها
    161
    سپاس
    3,062
     
    3,568سپاس شده در 1,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    19
     
    مدال های من
        
     

    Post پاسخ : ماوراء الطبیعه

    چاکرا چیست؟
    چاکرا به معنای چرخ،مر کز انرپی آگاهانه است که در نقطه ای که(نادیها)یا (مجراها)به هم متصل می شوند و به شکل گل لوتوس هستند.قرار دارد .شش چاکرای مهم وجود دارد که در نادی سوشومنا(سوسمینا) یا (مجرای مرکزی)هستند.هنگامی که کوندالینی بیدار می شود،.ناگزیر است در راه صعود به بالا تمام چاکر ها را سوراخ کند. به عبارت دیگر در داخل سوشومنا،شش چاکرا وجود داردیا شش مرکز معنوی ، که مسیر و حرکت ک.ندالینی را در حین صعود به (ساهاسرارار)مسدود کرده اند .هنگامی که چاکتی(کوندالینی همان چاکتی استو چاکتی هم به معنای انرژی برتر است)بیدار می شود، تمام این چاکراها ،سوراخ خواهند شد
    این چاکراها عبارتند از
    1-چاکرای مولاد ها را که در نزدیک مقعد است
    2-چاکرای هیشتهانا،که میان ناف و الت تناسلی است
    3-چاکرای مانیپو را که روی ناف است
    4-چاکرای آناهاتا،که در قلب است
    5-چاکرایویشودها که رد قسمت گلو است
    6-چاکرای آجنا که در فضایی بین دو ابرو است
    این چاکراها در کالبد اثیری هستند و به گفته سوامی موکتاناندا:شما هر گز با مطالعه کردن کتب علمی و یا کتب عرفانی ،قادر به کشف کردن آنها در داخل کالبدتان نخواهید بود.دانشمندان امروزی، هنوز موفق نشده اند این چاکراها را در دستگاهخ های خود،ثبت کنند زیرا
    این چاکراهاماهیتی بی اندازه لطیف و نا مملوس و نامحسوس دراند.لیکن چنانچه دست به تمرینات جدی یوگا و مراقبه بزنید،یقیناُموفق خواهید شد حضور انها را در وجودتان تجربه کنید،و بالا رفتن کوندالینی بیداریتان را به سمت بالا به سوی سوشومنا تجربه کنید.
    نویسنده در کتاب پژوهشی در باره روح و شبح درباره چاکراها و قالبهای بدن چنین می گوید:
    ((در بین قالبهای روح انسانی ، ما فقط((قالب عنصری))را با حواس ظاهری خود درک می کنیم .قالهای دیگر با قالبهای عنصری ما روابط بسیار عمیق و نزدیکی دارند؛نزدیکترین قالب به قالب عنصری ((قالب اثیری))است که از یک عنصر بسیار لطیف تر از ماده تشکیل شده است ، فقط اشخاص ((پرتو بین))می توانندآن را درک نمایند .قالب اثیری انسان که در حقسقت پوششی است بر قالب عنصری در اشخاص معمولی شکل ابر خاکستری رنگ کم نوری نمایان است،


    ولی در اشخاصی که از لحاظ روحی و معنوی پیشرفته هستند ، روشن تر و نورانی تر و دارای شکل منظمی است و مرتباً امواجی از قالب اثیری آنان ساطع می شود که اشیائیکه در جوار این امواج هستند آن امواج را جذب کرده و به تدریج پس می دهند.خاصیت قالب اثیری این است که اولا پرانا(ماده و عصاره اصلی حیات)را به بدن می رساندو ثانیا به وسیلهمراکز نورانی که در قالب اثیری وجود دراند و آنها را با زبان سانسکریت((چاکرا)) چرخ می گویند، قوای فوق حیاتی را از قالبهای اثیری بالا گرفته به قالب اثیری و با لنتیجه به قالب عنصری می رساند،ثالثاًقالب اثیری نظم سلولها و وحدت روحی و هماهنگی را در قالب عنصری تامین می نماید.
    ولی نباید فراموش کرد قالب اثیری مستقل از قالب عنصری نیست هر دو باهم بوجود می آیند.
    پس از مرگ قالب عنصری، قالب اثیری حداکثر تا یک هفته می ماند و بعد متلاشی می شود. قالب اثیری قبل از متلاشی شدن گاهی به شکل فانتوم در بالای جسدمردگان پدیدار می شود.در اثر تمرکز یا نیروی مغناطیسی،قالب اثیری ممکن است از خود ماده ای به نام (اکتو پلاسم)بوجود اورد که در اسپریتیسم شکل می گیرد که آن را(پریسپری) می گویند....
    لازم است اشاره کنیم که (پریسپری)یا قالب مثالی، مواد اکتوپلاسم نیست بلکه شبح با استفاده از آن تجسم پیدا می کندو چنانکه گفتیم پوششی برای روح استو در این مورد در خورتوان صحبت می کنیم
    )
    قالب اثیری مراکزی دارد که ((چاکرا)) یا ((دولاب)) نامیده می شوند:
    1-چاکرای اول ،در انتهای ستون فقرات قرار گرفته و مانند گل لوتوس چهار پر دارد.
    2-چاکرای دوم،روی سپرز (طٌحال) قرار گرفته و شش پر دارد.
    3-چاکرای سوم، روی ناف قرار گرفته،ده پر دارد
    4-چاکرای چهارم،روی قلب قرار گرفته ،دوازده پر دارد.
    5-چاکرای پنجم،روی گلو قرارا گرفته،شانزده پر دارد.
    6-چاکرای ششم، بین دو ابرو قرارا گرفته در هر طر 48 پر دارد که مجموعاً 96 پر می باشد.
    7-چاکرای هفتم،روی سر قرار گرفته و 960 پر دارد.
    (در کتاب کندالینی به 6 چاکرا اشاره شده است و ناگفته نماند که 7 چاکرا تناسلی با اطوار سبعه(هفتگانه) دل دارند).



    این مراکز که به شکل چرخ هستنددائماًدر دورانندو نیرویی از عالم بالا گرفته ، ساطع می نمایند و با همدیگر نیز هماهنگی دارند. درخشندگی و چرخش این دولابها با تمرینات خاص و تزکیه نفس ارتباط داردو هرکدام نیروی خاصی به انسان می دهد و هر کدام نیز به زنگ خاصی درخشندگی دارد
    چاكراهي مهم در بدن انسان 7 تا مي باشند كه دائما در حال چرخش به سر مي برند. چرخش چاكراها در مردان به سمت راست (در جهت عقربه هاي ساعت) و در زنان به سمت چپ مي باشد. وقتي درمانگران مي خواهند چاكرايي را تقويت كنند مي توانند در جهت چرخش چاكراها كار درمان را انجام دهند. مثلا در رايحه درماني مي توان مواد معطر را به صورت دوراني در جهت چرخش چاكراها حركت داد يا اگر با سنگ هاي قيمتي مي خواهيد روي چاكراها تأثير بگذاريد باز مي توانيد جهت چرخش چاكراها را در نظر داشته باشيد.


    فعال کردن چاکراي اول

    چاكراي اول ما را به دنياي فيزيكي وصل مي كند. انرژي هاي كيهاني را به بدن فيزيكي و سطح مادي بدن مي فرستد. آنهايي كه موفق به گشودن اين چاكرا شده اند حيات بر روي كرة‌زمين را كاملا قبول دارند و به وجود فيزيكي شان پاسخ مثبت مي دهند و براي زندگي كردن آمادگي دارند و هماهنگ با نيروهاي مادي عمل مي كنند. رنگ اين چاكرا قرمز است. قرمز رنگ انرژي و فعاليتي است كه از هستة‌ دروني سياره ما بيرون مي زند و به ما ثبات دنيوي مي دهد. در عين حال انرژي لازم را براي ابراز وجود خلاق مي دهد. چيني ها معتقدند اين چاكرا جايگاه اصلي ناخودآگاه جمعي است و از طريق اين چاكرا مي توان به دانش انباشته شدة‌ ناخودآگاه جمعي دست يافت. براي حفظ تعادل دروني،‌اين چاكرا بايد هماهنگ با چاكراهاي ديگر عمل كند

    چگونه مي توان فهميد كه چاكراي اول فعال تر از بقية چاكراهاست؟

    اگر در شرايط غيرعادي استرس و يا شوك چاكراي اول به اندازة‌ كافي كار نكند،‌ احساس عدم تعادل خواهيد كرد يا انگار فرش از زير پايتان كشيده شود،‌ در حالي كه محكم ايستاده ايد و حتي ممكن است دچار شكم روش بشويد. از طرف ديگر اگر چاكراي اول بيش از حد كار كند، ممكن است در شرايط غيرعادي از كوره در برويد و عصباني و پرخاشگر شويد.

    باعث مي شود كه افكارو اعمال تان عمدتا حول محور مالكيت هاي مادي و آسايش خاطر دور بزند و در مسايل احساسي و هيجاني مثل غذاي خوب و ساير اميال بدني دچار افراط خواهيد شد. شما مي خواهيد هر كاري كه دلتان خواست انجام دهيد بدون آن كه به نتيجه اش فكر كنيد و در عين حال دستيابي به آنها برايتان مشكل است. تمايل زيادي براي حفظ فاصله و امنيت داريد. در سطح فيزيكي اغلب با يبوست مزاج و اضافه وزن رو به رو هستيد. كسي كه چاكراي اول او عملكرد ناموزني دارد بيشتر به فكر رفع نيازهاي شخصي خود بوده و نسبت به خواسته هاي ديگران به طور ناخودآگاه بي توجه است. خشم و از كوره در رفتن مكانيزم دفاعي است كه معمولا به هنگام احساس عدم امنيت بييشتر مورد استفادة‌ اين افراد قرار مي گيرد. دنيا براي اين افراد جايي است كه بايد مورد استفادة بشر قرار بگيرد،‌ از اين رو در اين روزها سوء استفاده از منابع طبيعي و از بين بردن تعادل طبيعي زمين دال بر اختلال عملكرد چاكراي ريشة‌ اكثر جمعيت دنياست.
    افرادي كه دائما دچا رترديد و دودلي مي شوند با كم كاري اين چاكرا روبه رو هستند. در اغلب اوقات زندگي را هم چون بار سنگيني احساس مي كنند و به جاي لذت بردن اكثر مواقع در آرزوي راه آسان و كم دردسر براي زندگي هستند.


    مشاهدة‌ رنگ قرمز آتشين خورشيد به هنگام طلوع و غروب و يا تابش طلوع وغروب باعث مي شود كه چاكراي اول احيا و هماهنگ شده و فضاي بسته و محدود درون آن را باز مي كند. نشستن بر روي خاك و بوي خاك را نفس كشيدن تأثير بسيار خوبي بر چاكراي اول خواهد داشت. رنگ قرمز رنگي است كه به شما شور و شهامت و سرزندگي مي بخشد. اگر اين رنگ قرمز با سايه اي از رنگ آبي آميخته شود، به شما كمك خواهد كرد تا عشق هب دنيا با انرژي روحاني در وجودتان تلفيق شود. اگر كسي عمدتا از راه چاكراي اول زندگي كند به بيشترين زمان خواب نياز دارد كه حدود ده تا دوازده ساعت است و طرز خوابيدنش ترجيحا به روي شكم است.

    مناسب ترين موزيك براي فعال كردن چاكراي ريشه موسيقي است كه ريتم يكنواخت و مؤكدي دارد.
    به منظور هماهنگ كردن چاكراي اول، از صداهاي طبيعت مي توانيد بهره بگيريد و اگر به اصل آن دسترسي نداريد مي توانيد از نوارهاي ضبط شده از صداي طبيعت گوش دهيد.
    رايحه درماني


    اگر شكاك و بيش از حد بدبين هستيد پودر ميخك را استشمام كنيد. اين رايحه باعث مي شود كه گره هاي چاكراي اول باز شود و شما را از قيد افكار خشك و بدبينانه رها مي كند.
    باز شود


    موسيقي درماني چاكراي اول

    غلبه بر ضعف جسمي و طي كردن دوران نقاهت خصوصا بعد از عمل جراحي به چاكراي اول مربوط مي شود. سنگ آهن نيرو و انرژي لازم را به بدن شما باز مي گرداند. و انرژي هاي پنهان در چاكراي اول را فعال مي كند.

    براي اعتماد به نفس پيدا كردن بايد چاكراي اول خود را متعادل كنيد. سنگ عقيقي كه با نگين كريستال (بلور) باشد به شما اطمينان خاطر و اعتماد به نفس مي بخشد.
    چاكراي دوم مركز احساسات نخستين تصفيه نشده انرژي .... و خلاقيت مي باشد. عملكرد هماهنگ چاكراي دوم باعث مي شود كه در ارتباط با ديگران خصوصا در برابر جنس مخالف رفتاري طبيعي داشته باشيد و جريان انرژي خلاق حيات را در درون بدن و روان ذهن تان جاري احساس كنيد. اين هماهنگي باعث مي شود كه نه تنها در زندگي خودتان كه براي ديگران نيز انگيزه ايجاد كنيد


    فعال کردن چاکرای دوم

    مهتاب و تماشا يا لمس آب هاي زلال خارج از شهر چاكراي دوم را فعال مي كند. ماه به خصوص در زمان بدر كامل احساسات شما را زنده مي كند و باعث مي شود تا پيام هاي روح تان را از راه تجسم و روياهايتان بگيريد. مشاهدة‌ آب هاي زلال طبيعي و يا غوطه ور شدن در آن يا نوشيدن جرعه أي از آب چشمه در پاكسازي و تزكيه روح به شما كمك مي كند و باعث آزاد شدن احساسات تان از گرفتگي ها و گره ها مي شود به اين معنا كه نيروي حيات مجددا مي تواند آزادانه در درون تان جاري شوداگر بتوانيد مشاهدة‌ ماه و لمس اب را همزمان تلفيق كنيد اثر آن بر روي چاكراي دوم چشمگير خواهد بود

    بدكار كردن چاكراي دوم معمولا در سن بلوغ به وجود مي آيد. بيدار شدن انرژي هاي ..... بي ثباتي ايجاد مي كند و والدين و مربيان به ندرت توانايي آموزش درست به جوان ها را دارند كه چگونه اين انرژي را كنترل كنند. غالبا كمبود محبت و نوازش كه ريشه در دوران كودكي دارد ممكن است بعدا به نفي يا سركوب اميال ..... منتهي شود، در نتيجه انرژي ..... در را ه نامناسب، خود را نشان مي دهد. اغلب با زياده روي در رابطة ..... ، خيال پردازي و يا سركوب اميال كه گاه گاه به صورت طغيان انرژي اتفاق مي افتد و هم چنين ممكن است به حالتي شبيه به اعتياد به مواد مخدر درآيد، مشاهده مي شود. در اينجا انرژي......... درست شناخته نشده و در جهت غلط به كار برده مي شود


    ......رهايي از احساسات سركوب شده

    براي رهايي از احساسات سركوب شده ..... خصوصا در دوران نوجواني گوش دادن به صداي پرندگان، صداي جريان آب و حتي نواي شرشر يك فوارهء كوچك يا پخش صداي ضبط شدهء‌ آن در لحظاتي از شب يا روز بسيار ثمربخش است و چاكراي دوم را آرام مي كند


    موسيقي درماني


    هرنوع موزيك كه شادي و سرور ايجاد مي كند براي فعال كردن چاكراي دوم مناسب است. براي آرام كردن و يا هماهنگ ساختن انرژي چاكراي دوم مي توانيد به صداي پرندگان،‌ صداي جريان آب ،‌ حتي نواي شرشر يك چشمه يا فوارة‌ كوچك در منزل يا خارج از منزل گوش دهيد.

    رنگ درماني


    رنگ نارنجي روشن چاكراي دوم را فعال مي كند. اين رنگ عزت نفس را تقويت كرده و باعث افزايش نشاط مي شود.

    رايحه درماني

    روغن چوب صندل در تعالي رابطة‌ دو عاشق به سطح معنوي مؤثر است. علاوه بر اين باعث تلفيق انرژي هاي معنوي در تمام سطوح فكر، احساس و عمل مي شودبراي تعادل هورموني در زن ها از سنگ قمر مي توان استفاده كرد. اين سنگ بر روي چاكراي دوم تاثير مي گذارد.

    اگر ترس در شما زياد است از سنگ قمر استفاده كنيد. اين سنگ احساساتتان را بر شما آشكار مي كند و آنها را با هم هماهنگ كرده و ترس را از شما دور مي سازد.

    فعال کردن چاکراي سوم


    رنگ طلايي نور خورشيد خصوصيات چاكراي سوم شما را تقويت مي كند. تماشاي مزرعه اي از گندم هاي رسيده در زير نور خورشيد نيز چنين اثري دارد. براي رهايي از غم به گل آفتابگردان نگاه كنيد.

    رنگ درماني


    رنگ زرد روشن چاكراي سوم را فعال مي كند، به افكار و اعصاب ما نيرو مي دهد و حتي ممكن است ارتباط با ديگران را افزايش دهد. احساس خستگي دروني با رنگ زرد برطرف شده و باعث فعال شدن و تحرك شما مي شود.

    رايحه درماني


    روغن اسطوخودوس چاكراي سوم را متعادل ساخته و اثر آرام بخش بر روي بيقراري اين چاكرا دارداگر با روغن فشرده رزماري محل چاكراي خورشيدي (چاكراي سوم) را ماساژ دهيد و رايحه تند رزماري را استنشاق كنيد اثر محرك آن باعث مي شود كه ميل به كار و فعاليت در شما افزايش يابد..


    تقريبا دو انگشت بالاي ناف جايگاه چاكراي سوم است. اگر اين چاكرا هماهنگ كار كند شما مي توانيد خود را كاملا باور كنيد و هم چنين به احساس ديگران و ويژگي هاي شخصيتي آنها احترام بگذاريد.
    وقتي چاكراي سوم درست كار نكند مي خواهيد همه چيز طبق خواسته هاي شما انجام شود، دوست داريد دنياي درون و بيرون را كنترل كنيد با اين وجود از درون ناآرام و ناراضي هستيد. كم كاري چاكراي سوم شما را مأيوس و نااميد مي كند.
    اگر طرز خوابيدن شما به پشت و حدود 8 – 7 ساعت باشد جاكراي سوم شما فعال مي باشد

    فعال کردن چاکراي چهارم


    چاكراي چهارم يعني چاكراي قلب در شما فعاليت متعادلي ندارد. هر شب چند لحظه قبل از خواب مصوت " آ ه"
    را با نت فا تكرار كنيد. اين مصوت نشانه پذيرش زندگي است.اين مصوت عشق را در شما متوجه افراد ديگر مي سازد وچاكراي قلب شما را كه به خاطر عشق دختر دايي تان مسدود شده باز مي كند.آگر اتاق جدايي براي خود داريد در اسرع وقت ديوار هاي آن را به رنگ صورتي در آوريد. از نظر رايحه درماني عطر گل محمدي امواج شفا بخش آزرده دلي رادر خود دارد. حتي المقدور گلداني از اين گل تهيه كرده و در زمان هاي دلتنگي با نفس عميق عطر آن را وارد ريه هاي خود كنيد تا اثر معجزه آساي آن را به سرعت دريافت كنيد.
    پياده روي آرام در فضاي سبز، چاكراي قلب را هماهنگ مي كند. هر دانة‌ شكوفه حامل پيامي از عشق و شعف پاك است به اين شكوفه ها مخصوصا به گل هاي صورتي رنگ نگاه كنيد تا چاكراي قلب شما سالم بماند. آسمان صورتي با ابرهاي لطيف به قلب شما روشنايي مي بخشد. موسيقي كلاسيك و آهنگ هاي عرفاني اثر پاك كننده بر اين چاكرا دارد.


    اين چاكرا در وسط قفسة سينه هم سطح با قلب قرار دارد . چاكراي قلب جايگاه عميق ترين و پر شورترين احساسات عاشقانة ماست.
    اگر اين چاكرا درست كار نكند دائما مي خواهيد در خدمت ديگران باشيد و سخاوتمندانه عمل كنيد بدون آن كه حقيقتا به سرچشمة عشق وصل باشيد. هميشه در ازاي «عشقي» كه مي دهيد انتظار سپاس و قدرداني داريد. مهر و محبت ديگران شما را شرمنده مي كند و شايد احساس مي كنيد كه به عشق ديگران نيازي نداريد.
    اگر چاكراي قلب كاملا بسته باشد علايم خود را با سردي،‌ بي تفاوتي و سنگدلي نشان مي دهيد.
    كساني كه چاكراي قلب فعالي دارند معمولا به سمت چپ و حدود 5 تا 6 ساعت در شب مي خوابند.


    رنگ سبز جنگل ها چاكراي قلب را هماهنگ مي كند. استفاده از رنگ صورتي حتي در ملحفه و روبالشي باعث مي شود احساس عشق و مهرباني در شما بيدار شده و شادي كودكانه اي به بار بياورد.

    رايحه درماني

    عطر گل سرخ امواج عاشقانه و ملايمي به چاكراي قلب وارد مي كند و باعث مي شود كه قدرت عشق در شما تقويت شود

    سنگ "كان زايت" بر چاكراي چهارم اثر دارد و باعث مي شود كه قلب تان به سوي از خودگذشتگي رشد كند. هر گاه از راه راست منحرف شويد اين سنگ دوباره هدايت تان مي كند تا به درستكاري برگرديد

    فعال کردن چاکراي پنجم


    چاكراي پنجم بين حفرة گردن و حنجره قرار دارد. مركز ظرفيت بيان، ارتباط و الهام انسان است. ارتباط برقرار كردن در زندگي شخصي عمدتا از راه صحبت كردن و همين طور با حركت صورت مي گيرد كه مربوط به اين چاكرا مي باشد.
    اگر اين چاكرا هماهنگ كار كند مي توانيد كاملا ساكت بمانيد و از صميم قلب به ديگران گوش داده و حرف هايشان را درك كنيد. گفتارتان خلاق و پرشور بوده و در عين حال كاملا واضح است. صداي شما پرطنين و خوش آهنگ است. وقتي با مشكل يا مخالفتي روبه رو مي شويد با خودتان صادق باقي خواهيد ماند و مي توانيد اگر بخواهيد «نه» بگوييد. نظر ديگران هم نمي تواند شما را تحت تأثير قرار دهد يا فريب دهد.
    اگر چاكراي پنجم هماهنگ كار نكند كلامتان خشن، بي ادبانه، سرد و جدي است. صدايتان نسبتا بلند و كلام تان فاقد معناي عميق است. اگر چاكراي پنجم فعال باشد 4 تا 5 ساعت خواب در شب به طرف راست و چپ به طور متناوب مي خوابيد.
    كاركرد ناهماهنگ چاكراي پنجم باعث مي شود كه عده اي از قدرت بيان شان براي گول زدن ديگري سوء استفاده كنند.
    كم كاري چاكراي پنجم باعث خجالتي شدن، ساكت بودن و دورن گرايي مي شود. در اين صورت وقتي صحبت مي كنيد فقط در مورد چيزهاي كم اهميت زندگي بيروني تان حرف مي زنيد.


    نور آبي و شفاف آسمان صاف چاكراي پنجم را هماهنگ مي كند براي جذب کامل رنگ آبي آسمان، روي زمين دراز بكشيد و رلكس باشيد، و وجود دروني تان را رو به گستردگي لايتناهي افلاك باز كنيد.
    انعكاس آسمان آبي بر آب و صداي آرام امواج شما را از عواطف و احساسات نهفته تان و اين كه به شما چه مي خواهند بگويند آگاه مي سازد.


    رنگ درماني


    رنگ آبي روشن كم رنگ به چاكراي گلو اختصاص دارد. اين رنگ آرامش مي آفريند و بينش روحاني شما را باز مي كند.

    رايحه درماني


    رايحة‌ تند مريم گلي امواج شفا را به طرف «مركز تكلم» مي فرستد و چاكراي گلو را از انقباض رها مي كند.
    اكاليپتوس چاكراي پنجم را باز و پاك مي كند. امواج آن ما را بر روي صداي درون باز مي كند و به شيوة‌ ارتباطمان سادگي و بي ريايي مي بخشد


    سنگ chalcedony آبي متمايل به سفيد اثر مثبت بر غدة‌ تيروييد دارد و تندخويي و زود رنجي را كاهش مي دهد. اگر مي خواهيد قدرت ابراز وجودتان در زمينة‌ نوشتن يا صحبت كردن بيشتر شود از اين سنگ استفاده كنيد، اين سنگ بر چاكراي پنجم اثر مي گذارد

    فعال کردن چاکراي ششم


    چاكراي ششم در فاصلة‌ يك انگشت بالاي پل بيني در وسط پيشاني قرار دارد كه جايگاه نيروهاي ذهني متعال، تشخيص ، حافظه و ارادة‌ ماست.
    درك شهودي و روش بيني مخصوص اين چاكراست. عملكرد هماهنگ اين چاكرا باعث مي شود كه ذهني فعال و كل نگرانه داشته باشيد. توجه به حقايق اسرار آميز نيز به اين چاكرا مربوط مي شود.
    كسي كه چاكراي ششم در او عملكرد ناهماهنگي دارد، بيش از حد روي حوزة‌ عقل پافشاري مي كند و تصميمات زندگي اش منحصرا با عقل و منطق صورت مي گيرد . اين افراد تنها چيزهايي را قبول مي كنند كه ذهن شان بتواند درك كند و به آساني قرباني تكبر روشنكفرانة‌ خود مي شوند.
    كم كاري چاكراي ششم باعث مي شود كه تنها حقيقتي را ببينيد و باور كنيد كه در جها ن بيرون قابل ديدن باشد. در اين صورت حقايق روحاني را رد كرده و افكار پريشان و آشفته اي خواهيد داشت. كساني كه خيلي فراموش كار بوده و بينايي ضعيفي دارند اغلب چاكراي ششمشان كم كار است. اشخاصي كه 4 ساعت به حالت خواب و بيدار هستند چاكراي ششم شان فعال است.
    تماشاي آسمان آبي پررنگ و پر ستارة‌ شب چاكراي ششم را فعال مي كند.


    رنگ درماني

    بنفش روشن اثر پاك كننده و باز كننده بر روي چاكراي ششم دارد. به ذهن عمق و روشني مي بخشد و حواس را تقويت مي كند و همين طور آنها را بر روي سطوح لطيف ادراك باز مي كند.

    رايحه درماني

    رايحة‌ نشاط آور نعنا گره هاي چاكراي ششم را باز مي كند و كمك مي كند تا شخص از قالب هاي افكار محدود رها شده و قدرت تمركز را زياد مي كند.
    رايحة ياسمن ذهن را بر روي تجسم و تصويري كه حامل پيامي از حقيقت عميق تر است باز مي كند.

    پاکسازي وفعال کردن چاکراي هفتم


    چاكراي هفتم در وسط سر در بالاترين نقطه قرار دارد. اين چاكرا با تمام رنگ هاي رنگين كمان مي درخشد اما رنگ غالب آن بنفش پررنگ است. اينجا جايي است كه انگار در خانة‌ خود هستيم و يگانگي با اصل الهي ازلي را تجربه مي كنيم.
    جالب است بدانيد كه گره اي به آن معنا در چاكراي هفتم وجود ندارد. صرفا دامنه باز بودن آن مي تواند كم يا زياد باشد.
    وقتي رشد چاكراي هفتم ا فزايش مي يابد در مي يابيد كه دنياي مادي هيچ چيز نيست و به علت يگانگي با هستي الهي همه چيز در درون شما وجود دارد.
    در اين زمينه جالب است كه توجه داشته باشيد ملاج كودك در سن 9 تا 24 ماهگي اول زندگي اش باز باقي مي ماند. در طول اين دورة‌ اولية‌ زندگي روي زمين طفل در آگاهي و وحدت كامل به سر مي برد.
    اگر اين چاكرا كاملا باز نباشد احساس نبود اطمينان، بي هدفي و بيهودگي و ترس از مرگ اغلب به سراغ تان مي آيد. شايد براي كنترل اين احساسات منفي سعي كنيد كه براي فرار از آنها به فعاليت زياد پناه ببريد يا زير بار مسؤوليت هاي جديد برويد براي اين كه خود را مهم و محق جلوه دهيد. كسي كه چاكرا هفتم كاملا بازي دارد خواب ندارد و هميشه نيمه بيدار است


    زماني را تنها در قلة‌ كوهي بلند گذراندن بهترين راه براي كمك به باز كردن چاكراي هفتم است. به دليل اين كه در آنجا از دغدغه هاي زميني تان دور هستيد و مي توانيد از مسايل زندگي شخصي خود رها شده و با نزديك شدن به آسمان احساس بيكرانگي كنيد.

    موسيقي درماني

    بهترين موزيك براي چاكراي هفتم سكوت است. در اين وضعيت تمام وجودمان بيدار شده و پذيراي صداي الهي مي شويم.


    رنگ درماني

    رنگ سفيد شامل تمام رنگ هاي طيف است. سطوح مختلف زندگي را با وحدت متعالي تلفيق كرده و روح ما را براي دانش، سلامتي و نور الهي باز مي كند.

    رايحه درماني

    رايحة‌ كندر اثر حيات بخشي بر روي ذهن و روان دارد و پاك كنندة‌ محيط است. با اين رايحه زندگي روزمره در وضعيت موجود كمرنگ شده، اعتقادات مذهبي عميق تر شده و روح ظرفي مشتاق براي نور الهي مي شود

    كوارتز بنفش در خود فعاليت و سكوت را توأم دارد و رنگ اين سنگ آرامشي آشكار در خود دارد و ترس و ناهماهنگي را از بين برده و ما را در مقابل حمايت و محبت انرژي هاي جهاني قرار مي دهد

    براي چاكراتراپي بايد از بهترين كيفيت سنگ ها استفاده كرد. هر چقدر سنگ شفاف تر و خالص تر باشد انرژي ساطع شده از آن شفاف تر و خالص تر است. اين سنگ ها قبل از استفاده بايد تميز شوند زيرا نه فقط انتقال دهندة‌ انرژي هستند كه عناصر زيان بخش را از بدن،‌ امواج منفي را از بدن اتري و اطرافتان جذب مي كنند و بدين ترتيب شما را پاك كرده و از شما حمايت مي كنند.

  9. --
  10. #54

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    ساختار اوليه طي نظريه Big Bang(البته يكم تخصصيه)


    بیگ بنگ: فتق الاجواء…(در صور دمیده شد)
    کیهان در حدود 15 میلیارد سال پیش از یک حالت اولیه خیلی داغ ، خیلی چگال و خیلی هموار تا به حالت کنونی آن به انبساط گرائیده است.
    محکها نشان میدهد که 15 میلیارد سال پیش در لحظه 100/1 ثانیه پیش از انفجار، کیهان غلظتی برابر با یکصد تریلیون غلظت آب را داشته و اندازه آن 23- ^10 سانتیمتر و دمایش یک تریلیون oC بوده است.بلافاصله پس از انفجار،آن را بانگ بزرگ (صیحه)نام نهادند.و طی چند ثانیه دما به یکصد میلیارد درجه سانتیگراد کاهش یافت.جهان آکنده از فوتون هاست ( نیروی الکترو مغناطیس- 500 فوتون در CM3).
    زوج پدید آمد .(خرده ذره های ماده و ضد ماده ! ).پروتون و ضد پروتون ، نوترون و ضد نوترون که تحت تاثیر فوتونهای پر انرژی، پیوسته یکدیگر را نابود می کردند ، سبب ورود بیشتر فوتونها به سوپ کیهانی می شدند. پس برای هر یک میلیارد ضد پروتون یک میلیارد و یک پروتون و برای هر یک میلیارد ضد نوترون یک میلیارد ویک نوترون موجود بود .ماده با ضد ماده نابود و فوتون پر انرژی به جا میماند.پس حاصل کار وجود یک پروتون و یک نوترون در برابر هر یک میلیارد فوتون بوده است،یعنی نسبتی که هم اکنون پا برجاست . یک دقیقه بعد ، زوال بتا ( فوتون با تاثیر بر نوترون = پیدایش پروتون و الکترون + ضد نوترینو ) رخ میدهد . زوال نوترون قطعی ست. پس از 3-4 دقیقه دما به یک میلیارد درجه رسیده است.دمائی مناسب جهت ترکیب دو پروتون و دو نوترون و تشکیل یک مولکول هلیم(هسته آلفا).
    به سبب کمبود نسبی همان نوترون در طبیعت ،ترکیب فعلی جهان با 74% هیدروژن و 26% هلیم (چرا که هسته هلیم جهت تشکیل، به نوترون محتاج است)متوازن است.
    گیتی در حال انبساط، با گذشت صدها هزار سال از تشکیل هسته های هلیم وهیدروژن (هردو بار مثبت اند)بدلیل دمای زیاد ،اجازه ترکیب الکترونها و نوکلئونها(پروتون+نوترون)جه تشکیل ذره(اتم)خنثی را نمی یابد . پس با آزاد بودن الکترونها بین نوکلئونها (هستکها) محیطی پلاسمائی پدیدار است. اما پس از نیم میلیون سال ، دمای کیهان به 6000 درجه سلسیوس ( دمای فعلی سطح خورشید)میرسد.بالاخره اتصال الکترونها و نوکلئونها برقرار شده و اتمهای خنثی تشکیل یافته و به ندرت توان واکنش با نیروی الکترو مغناطیس را دارند. و گیتی گسترش یافته ناگاه شفاف میشود.
    حدود پنج میلیارد سال طول میکشد تا اتمها (که دیگر فوتونهای پر انرژی مانع کارشان نیست ) به دور یکدیگر جمع شده و دخان یا همان ابرهای گازی را ایجاد نمایند. و دخان تحت نیروی گرانش زیاد شونده خود هر چه بیشتر فشرده شده و ستارگان دسته اول،کاهکشانها وخوشه های کاهکشانی و ابر خوشه های کاهکشانی را منجر میشود .

    جهان قابل رویت ما از میلیاردها کهکشان ( ارابه ای که از آن کاه در آسمان ریخته شده است) تشکیل یافته است. کهکشان ما در خارج از مرز آریائی ،راه شیری نامیده شده است.

    دورترین شیئ قابل رویت با چشم غیر مسلح ، کهکشان ( زن به زنجیر کشیده شده ) با 2.2 میلیون سال نوری فاصله (660000 پارسک) در همسایگی کهکشان خودمان است.
    کهکشان ما با قطر 100000 سال نوری (مسافتی که نور با سرعت 300000کیلومتر در ثانیه در مدت یکسال طی میکند) وضخامت 15000 سال نوری دارای یکصد میلیارد خورشید(۱۰۰*۱۰۹) است .
    پس از ده میلیارد سال، از درون یکی از میلیاردها کهکشان در لبه کناری کهکشان راه شیری ،خورشیدی با هشت توله تقریبا کروی (منظومه شمسی)متولد میشود.

    خورشید ما یکی از میلیاردها ستارگان کهکشان راه شیری خودمان است که دارای ۸ توله منظومه ای (۴تا سنگی و۴تا گازی) میباشد.

    منظومه خورشیدی در فاصله 30000 سال نوری از مرکز کهکشان ، در حال گرداندن ما حول محور کهکشان میباشد. همچنین خورشید با سرعت 260 کیلومتربر ثانیه ،مدت 224 میلیون سال طول میکشد تا مدار انتقالی خود را حول محور کهکشان کامل نماید . البته توجه داشته باشید که خورشید در عین حال با سرعت۲۴ الی 33 روز( از استوا به قطبین) حرکتی وضعی را نیز داراست .
    منبع :www.mavaraha.blogsky.com



  11. --
  12. #55

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    يك خبر فوري(كشف دايناسور سالم)


    عکسهای زیر مربوط به جاندار ایست که چندی پیش در کوهستان قندیل دیده شده است .
    چند مدت پیش این موضوع را شندیدم که زیاد جدی نگرفتم اما امروز این مطلب را در وبلاگ دوستان مهابادی دیدم . و تا حدودی من را به شک انداخت …
    از دوستانی که تخصصی در این زمینه دارند تقاضا میکنم که چنانچه اطلاعاتی از این موجود دارند برایم بنویسند .با تشکر
    یک ماه قبل چند نفر از اهالی روستای (میشه دی ) برای جمع آموری گیاهان کوهی و قارچ به ارتفاعات قندیل رفته بودند که به لاشه ی عجیبی از یک حیوان برخورد می کنند و از آن با موبایل خود فیلم میگیرند و خودشان میگویند شبیه بچه دایناسور است که در این فیلم به دایناسور معروف می شود. روز بعد فیلم را به چند نفر نشان می دهند و به ارزش این لاشه عجیب پی برده برای آوردن آن مجددا به دامنه ارتفاعات مذکور باز می گردند ولی هیچ اثری از آن نمی یابند.

    از دوستان و کارشناسان جانور شناسی تقاضا می شود در صورت تشخیص این لاشه اسم آن را مشخص کنند.



    لازم به توضییح است که این مجموعه کوه عظیم چنیدن سال است که صعود و رفت آمد کوهنوردان به آن ممنوع شده بود و امسال برای اولین بار در این چند سال کوهنوردانی موفق به صعود این کوه شده اند . این هفته احتمالا به اونجا خواهیم رفت ….
    دوستان عکسها از روی هاست پاک شده بود ویدیو را گذاشتم.حتما دانلود کنید.با تشکر از رامیار عزیز مدیر وبلاگ http://www.lawansaqez.blogfa.com

    فیلم مربوط به جاندار عجیب و ناشناخته قندیل
    اینجا دانلود کنید
    http://www.lawansaqez.blogfa.com/post-301.aspx

    باتشكر فراوان از سايت:http://ufolove.wordpress.com/



  13. --
  14. #56

    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    karaj
    سن
    24
    نوشته ها
    132
    موضوع ها
    2
    سپاس
    0
     
    10سپاس شده در 6 پست
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    نقل قول نوشته اصلی توسط harch نمایش پست ها
    يك خبر فوري(كشف دايناسور سالم)


    عکسهای زیر مربوط به جاندار ایست که چندی پیش در کوهستان قندیل دیده شده است .
    چند مدت پیش این موضوع را شندیدم که زیاد جدی نگرفتم اما امروز این مطلب را در وبلاگ دوستان مهابادی دیدم . و تا حدودی من را به شک انداخت …
    از دوستانی که تخصصی در این زمینه دارند تقاضا میکنم که چنانچه اطلاعاتی از این موجود دارند برایم بنویسند .با تشکر
    یک ماه قبل چند نفر از اهالی روستای (میشه دی ) برای جمع آموری گیاهان کوهی و قارچ به ارتفاعات قندیل رفته بودند که به لاشه ی عجیبی از یک حیوان برخورد می کنند و از آن با موبایل خود فیلم میگیرند و خودشان میگویند شبیه بچه دایناسور است که در این فیلم به دایناسور معروف می شود. روز بعد فیلم را به چند نفر نشان می دهند و به ارزش این لاشه عجیب پی برده برای آوردن آن مجددا به دامنه ارتفاعات مذکور باز می گردند ولی هیچ اثری از آن نمی یابند.

    از دوستان و کارشناسان جانور شناسی تقاضا می شود در صورت تشخیص این لاشه اسم آن را مشخص کنند.



    لازم به توضییح است که این مجموعه کوه عظیم چنیدن سال است که صعود و رفت آمد کوهنوردان به آن ممنوع شده بود و امسال برای اولین بار در این چند سال کوهنوردانی موفق به صعود این کوه شده اند . این هفته احتمالا به اونجا خواهیم رفت ….
    دوستان عکسها از روی هاست پاک شده بود ویدیو را گذاشتم.حتما دانلود کنید.با تشکر از رامیار عزیز مدیر وبلاگ http://www.lawansaqez.blogfa.com

    فیلم مربوط به جاندار عجیب و ناشناخته قندیل
    اینجا دانلود کنید
    http://www.lawansaqez.blogfa.com/post-301.aspx

    باتشكر فراوان از سايت:http://ufolove.wordpress.com/
    آقا من هنوز شوکه ام.این که از لحاظ ظاهر کاملا شبیه دایناسور بود.میگم چرا تو سطح دنیا اصلا سر و صدا نکرده؟؟!به نظرت زیادی عجیب نیست؟؟؟
    یه روز یه بارون میاد و همه این کثافتارو میشوره میبره...

  15. --
  16. #57

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    من به شخصه وقتي به اين خبر برخوردم شوكه شدم منم فكر كنم يه خبرايي هست ولي تا گير آوردم اطلاعات بيشتر بايد صبر كنم...



  17. --
  18. #58

    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    سن
    29
    نوشته ها
    3,820
    موضوع ها
    66
    سپاس
    1,598
     
    3,313سپاس شده در 969 پست
    نوشته های وبلاگ
    7
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    من از دیدن این خبر خیلی عصبانی شدم!
    اونهایی که حالا مثلا این دایناسور مانند رو دیدند انقدر بی فکر بودند که اینو با خودشون بر نگردوندن؟!!!! واقعاً متوجه نبودن که این خیلی مهمه... همونجوری با چوب سرش رو بلند میکرد طرف.. و ولش کردن به امون خدا...

    بعد از چند روز هم دیدن نیست؟! یعنی چی...

  19. --
  20. #59

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    شیراز!
    سن
    22
    نوشته ها
    61
    موضوع ها
    7
    سپاس
    60
     
    41سپاس شده در 23 پست
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    من که باورم نمیشه فکر میکنم کسایی که فیلم رو گرفتن واسه سره کاری گرفتن آخه اگه نگاه کنید بدن جانور شبیه هر حیونی میتونه باشه بعدم بدنش خیلی خیلی پوسیدست ولی دندوناش که خیلی این موجودو شبیه دایناسور کرده یه کم حس میکنم همخونی با بدن پوسیده و کهنه نداره
    ولی اگه واقعا این موجود واقعی بوده و داناسور باشه واقعا تاسف می خورم واسه کسایی که فیم گرفتن ازش و پا نشدن بدنشو بیارن که روش تحقیقات انجام شه و باعث عصبانیت شه!!!!!!!!!!
    سریالهای که تا الان دیدم :

    -Supernatural تا آخرین اپیزود پخش شده
    -Lost تا آخرین اپیزود پخش شده
    -Friends 10 فصل کامل
    -My Name is Earl 3 فصل

  21. --
  22. #60

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    اينم توي قسمت نظرات يكي از سايتهاي مرتبط بود:


    کوهستان قندیل یکی از بکر ترین کوهستانهای جهانه و بسیار وسیعه که در مرز ایران و عراق واقع است و تا ترکیه از خاک عراق امتداد دارد برای رسیدن به این منطقه باید چیزی در حدود 20 ساعت کوهپیمایی در شیبهای بسیار تند و دره های خطرناک و پرشیب را پشت سر گذاشت .
    از این رو این منطقه خیلی بکر مانده است . و دارای یخچالهای دائمی ایست .
    جهت اطلاع بیشتر به قسمت کامنتینگ مطلبی که عکسها در اون قرار دارد مراجعه نمایید . این منطقه قبلا مقر 7 حزب اپوزسیون کرد از 3 کشور ایران ترکیه و عراق بوده و اکنون هم انبار این احزاب در اونجا باقی مونده …
    البته حزب pkk که تنها حزب باقی مانده در منطقه بود یکی دو ساله که از مبارزه مسلحانه دست کشیده اند و در حال مذاکره با کشور ترکیه هستند .



  23. --

صفحه 6 از 28 نخستنخست ... 4567816 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •